چگونه از آشفتگی کلاس جلوگیری کنم؟

هر چند وقت یک بار، با خود می اندیشم «آیا می توانم در کار معلمی دوام بیاورم؟!». طبیعی است که وقتی در کارمان از هم گسیختگی پیش می آید، احساس عصبانیت و نومیدی می کنیم؛ به هر حال، در این گونه موارد، همه منتظرند تا چگونگی واکنش ما را ببینند. پیشنهاد های زیر ممکن است به شما کمک کند تا در مقابل موانع و از هم پاشیدگی کلاس با وقار رفتار کنید:

 - 1بپذیرید که در حقیقت دیگران باعث مداخله در کار شما شده اند. هر چند منشأ از هم پاشیدگی کلاس غیر عمد بوده و این وضعیت باعث می شود که شما به سختی کلاس را اداره کنید؛ ولی سعی کنید به کارتان ادامه دهید؛ زیرا در این حالت، دانش آموزان، به احتمال زیاد، به از هم گسیختگی کلاس و روش شما بیش تر توجه خواهند کرد تا پیش از بروز آشفتگی.

 -2 خط سیر مطالب را حفظ کنید. آن چه را که لحظاتی قبل از بروز وقفه در کارتان، انجام می دادید، دقیقاً به ذهن بسپارید تا وقتی خواستید کار را ادامه دهید، به راحتی و بدون این که مجبور شوید بگویید «خوب، کجا بودیم؟» رشته ی مطلب را به دست گیرید. هم چنین، در نظر داشته باشید که آیا ارتباطی بین کار هایی که شما انجام می دهید و احتمال بروز از هم پاشیدگی در کلاس به واسطه آن ها وجود دارد؟




انواع ابزارهای جعبه ابزار مدیریتی شما :

 انتظار اطاعت : انتظارات خود را از دانش‌آموزان می‌توانید به صورت زیر بیان كنید:

هنگام توصیه به دانش‌آموزان به جای لطفا در اول جمله، از واژه ممنونم در پایان جمله استفاده كنید. با این كار به دانش‌آموز می‌گویید آنقدر مطمئنم درخواستم را انجام می‌دهی كه از قبل از تو تشكر می‌كنم.

بی‌توجهی عمدی: این ترفند به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلكه به این معنی است كه تصمیم می‌گیرید كدام رفتار دانش‌آموز را می‌توان نادیده گرفت و برای چه مدت و در چه مواقعی، و بهترین زمان وقتی است كه همه كلاس متوجه این موضوع می‌شوند.

پیش از هشدار دادن نصیحت كنید: این شیوه در مورد دانش‌آموزان كم سن و سال‌تر شكل یك نصیحت دوستانه پیدا می‌كند، همچنین فرصتی ایجاد كنید تا قبل از اینكه به روشهای مستقیم‌تر متوسل شوید مسئولیت كار را متوجه خود دانش‌آموز كنید. مثال: اگر كتابها را سر جای خود نگذاریم ، دفعه بعد نمی‌توانیم آنها را پیدا كنیم.

حرفتان را كوتاه و صریح بزنید : دستورهای كوتاه و صریح باعث می شود دانش‌آموزان روی موضوع اصلی تمركز كنند، مشكل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشكل را حل كنند.

فقط مشكل را بگویید : راه مؤثر و مسالمت‌آمیز برای برخورد با بدرفتاری دانش‌آموز این است كه به آنها توضیحی كوتاه درباره مشكل بدهید بدون اینكه كسی را مقصر بدانید و سرزنش كنید.

از جملات مثبت استفاده كنید: همیشه به جای اینكه به دانش‌آموز بگویید چه كاری نكند، به او بگویید چه كاری را انجام دهد، این روش همیشه مؤثر است، زیرا برای ذهن انسان پیروی و دنبال كردن جملات مثبت آسان‌تر از جملات منفی است.

مثال جمله منفی : داد نزنید.

مثال جمله مثبت : اگر می‌خواهید به سؤال جواب دهید دستتان را بلند كنید.

 

 

 

 

 

علل ترس در کودکان

اینکه چرا کودکان می‌ترسند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلا کودکی که ترس از مدرسه را نشان می‌دهد ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی او دارد.

گاهی اوقات یک تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت ، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی ، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیما با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. در برخی اوقات این خانواده است که مشکل ترس را در کودک بوجود می‌آورد. ممکن است کودک ترس از یک مساله خاصی را در محیط خانواده یاد گرفته باشد. مثلا مادری که از عنکبوت می‌ترسد این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرایند یادگیری صورت می‌پذیرد. بطوری که والدین در آموزش اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک هستند.

کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسائی محیط ها و موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید. و در این راستا کاملا متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است. کودک با مشاهده رفتارهای مختلف می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک ناشی از شیوه های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلا مادر به کودک خود می‌گوید اگر شلوغی کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم. یا برای وادار کردن به او خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند. فشار روانی که به این طریق والدین به کودکان خود وارد می‌کنند ، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را بروز دهد. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

از جمله عوامل دیگر شرایطی است که کودک در محیط پیرامون ممکن است با آنها مواجه شود، مثل دیدن تصادف دو اتومبیل و دزد و... همینطور است تماشای فیلم‌های ترسناک و وحشت انگیز که با تاثیری که روی قدرت تخیل کودک می‌گذارد موجب وسعت یافتن این صحنه‌ها و شاخ و برگ داده شدن آنها در ذهن کودک می‌شود و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد می کند.

 

راز مهم در خصوص مطالعه كردن:

 

1- سعی كنید آنچه را كه می خوانید در ذهن خود تجسم كنید زیرا تجسم، سنگ بنای حافظه است.

2- توجه داشته باشید كه هركس نمره ی بیشتری می گیرد، باهوش نیست بلكه از وقت و نیروی خود استفاده ی خوبی می كند و شیوه ی صحیح مطالعه را می داند.

3- اساس خواندن فعال، طرح سوال است. خواننده ی فعال در حین خواندن، دائماً سوال طرح می كند.

4- اگر میخی بیشتر در چوب فرو رود دیرتر جدا می شود. اگر مطالب به خوبی فهمیده و به درستی در حافظه ی بلند مدت ثبت شوند دیرتر فراموش می شوند.

5- وقتی می خواهید كتابی را بخوانید آن را به بخش های كوچك تقسیم و زمان خواندن آنها را مشخص كنید، زیرا هرچه مطالب به بخش های كوچك تر تقسیم شوند یادگیری آنها راحت تر خواهد بود.

6- درس خواندن موثر، خط كشیدن زیر سطرهای كتاب نیست. مطالعه ی فعال شامل خواندن، نوشتن، تكرار و مرور است.

7- 60 تا 90 دقیقه مطالعه و 5 تا 10 دقیقه استراحت را همیشه به خاطر بسپارید.

8- بعد از گذشت 24 ساعت از مطالعه، حدود 80 درصد از مطالب فراموش می شوند با مرور صحیح از این فراموشی جلوگیری كنید.

9- از نشستن به حالت لمیده پرهیز كنید، درست نشستن، درست نفس كشیدن و تابیدن نور از لزومات یادگیری هنگام مطالعه است.

10- نكته های مهم درسی و كلاسی را به صورت كلیدی بنویسید.

11- نكته های كلیدی، كلماتی هستند كه بیشترین معنی را در بر می گیرند.

12- جواب های زیبا، همیشه به دنبال سوال های زیبا می آیند. (اهمیت طرح سوال قبل از خواندن)

13- سعی كنید تا حد امكان در یك مكان مطالعه كنید. از مطالعه در پارك ها و مكان های شلوغ خودداری كنید.

14- قبل از شروع مطالعه و بعد از پایان مطالعه، كمی استراحت كنید.

15- با علاقه و اشتیاق و برای رسیدن به هدف درس بخوانید نه از روی اجبار

16- سعی كنید هنگام شب و قبل از خوابیدن، آنچه را كه در مدت روز خوانده اید یكبار دیگر مرور كنید.

17- موضوع های مشابه (مانند زبان عربی و زبان انگلیسی) را پشت سرهم مطالعه نكنید و بین آنها فاصله بیندازید.

18- بعضی از دانش آموزان هنگام مطالعه، سرشان را پائین انداخته و از صفحه ی اول شروع به خواندن می كنند كه این روش نادرست است.

19- خواب، به بهبود حافظه ی بلند مدت كمك می كند بنابراین هنگام امتحان، مدت زمان خواب خود را خیلی كم نكنید و به اندازه ی كافی (6 تا 8 ساعت) بخوابید.

20- مطالب را حفظ نكنید چون به زودی فراموش می شوند سعی كنید مفهوم آنها را بفهمید زیرا زمانی اطلاعات به خوبی در حافظه ی بلند مدت جای می گیرند كه كاملاً فهمیده شوند.      

 

شیوه تست زدن

شركت درآزمون

بسیاری ازعوامل هستند كه با وجود سادگی وسهولت اجرا، درموفقیت یا عدم موفقیت دانش­آموزان دركنكور بسیار تاثیر گذارند ولی متاسفانه، اغلب مورد بی­توجهی یا كم توجهی ما قرار می­گیرند.در صورتی كه، استفاده­ی صحیح از این عوامل و ابزار ، می­تواند راندمان زحماتی راكه كشیده­ایم تاچند برابر، افزایش دهد.از آنجا كه در مرحله ی قرار گرفته ایم، كه آزمون­های آزمایشی مرحله ای وجامع را در پیش رو دارید، درباره­ی كارهایی كه باید برای حضور موفق وآرام در جلسه­ی كنكور انجام دهید، گفتگو می­كنیم تا با تمرین وتكرار آن ها در آزمون­های آزمایشی، در كنكور اصلی، این ابزار را به راحتی به كار ببندید.

1-شیوه­ی صحیح تست زنی:

دراین رابطه ابتدا باید به انواع سوالات دركنكوروتقسیم بندی آن ها توجه كرد.

الف)سوالات ساده كه بایك بار خواندن سریع یا با یك راه حل كوتاه وساده به پاسخ آن ها دست پیدا می­كنید.

ب)سوالات نیمه مشكل كه نیاز به راه حل طولانی دارند و در مرحله دوم پاسخ­گویی خواهند شد ودركنار آن ها علامت (+) قرا می­دهید.

ج)سوالات مشكل كه درصورتی كه وقت اضافه داشتید، باید به آن ها پاسخ دهید ودركنار آن ها علامت (-) قرار می­دهید.

با توجه به تقسیم بندی فوق، شروع به خواندن سریع سوالات می­كنیم ودراین مرحله سوالات دسته الف(درهمه­ی دروس) را پاسخ
می­دهیم وسوالات قسمت (ب )و (ج) راعلامت گذاری می­كنیم.پس ازپایان این مرحله ، سوالاتی را كه با علامت (+) مشخص شده­اند حل
می­كنیم و در صورتی كه وقت اضافه­ای داشتیم ودر مرحله­ی بعد، به حل مسائلی كه باعلامت (-) مشخص شده­اند می­پردازیم.

در مراحل فوق به چند نكته مهم توجه كنید:

اول: احتمال دارد در بعضی از آزمون ها سوالات به نحوی چیده شده باشند كه شما نتوانید به چند سوال اول، پاسخ بدهید. دراینصورت با حفظ خونسردی، این سوالات را علامت گذاری نموده وبه سراغ سوالات بعدی بروید.اگر با چنین آزمونی مواجه شدید، از طراحان سوال ایراد نگیرید، این امر ممكن است در كنكورهای سراسری وآزاد نیز اتفاق بیافتد.

دوم: در مرحله­ی اول، سوالات قسمت الف، درمرحله­ی دوم سوالات قسمت (ب) ودر مرحله­ی سوم سوالات قسمت (ج) را پاسخ دهید وسوالات را به ترتیب دفترچه سوال جواب بدهید.

سوم: سعی كنید به ترتیب دفترچه پاسخ بدهید مگر آنكه در درسی فوق العاده ماهر هستید.این مورد را بایك مشاوره زبده مشورت كنید.

چهارم : در صورت كمبود  وقت، به سراغ دروسی كه ضریب بالاتری دارند، بروید.

پنجم:فقط سوالاتی را جواب بدهید كه به جواب آن ها اطمینان دارید.

 

2-آرامش در لحظه شروع آزمون:

معمولاً دانش آموزان در لحظه شروع آزمون، با دستپاچگی مواجه می­شوند، سریع شروع به پاسخ­گویی تست ها می­كنند. و همین امر باعث می شود چند دقیقه­ی ابتدای آزمون را از دست بدهند وسوالات ابتدایی را با آرامش وتمركز حواس كمتری پاسخ بدهند. بارعایت نكات زیر، این اضطراب بی مورد را از خود دور كنید:

الف)تفكر مثبت داشته باشید وبه خودتان بگویید:« حتماً موفق خواهم شد.همه چیز برای موفقیت من فراهم است».

ب) نفس عمیقی بكشید.

ج) خونسرد باشید وحس سرحال بودن ونشاط را درخود القاء كنید.

د) نگاهی به دوروبرخود بیندازید و برمحیط جلسه­ی آزمون مسلط شوید.

ه) هنگامی­كه اعلام شد:« داوطلبین ، آزمون را آغاز كنید».مضطرب نباشید، زیرا لحظه­ی نتیجه­گیری وموفقیت شما فرا رسیده است، كمی صبر كنید تا داوطلبین دیگر برگه ها را ازروی زمین بردارند، سپس به آرامی برگه­ی خود را از روی زمین بردارید، چند نفس عمیق بكشید وبا توكل برخدا واستعانت ازائمه­ی اطهار، پاسخ گویی به سوالات را آغاز كنید.

3-زمان:

برای اینكه هنگام پاسخ­گویی به سوالات، گذر زمان شمارا اذیت نكند ودرعین حال هر چند وقت یكبار بتوانید زمان را كنترل كنید، ساعت خود را از دستتان باز كرده ودر جیبتان قراردهید.سعی كنید ساعت مچی شما از نوع كامپیوتری ودیجیتالی باشد كه دقایق رابه شما دقیق­تر نشان می­دهد .

داوطلب گرامی، یكی از مواردی كه هنگام شركت در آزمون بسیار حیاتی است، مدیریت زمان در هنگام پاسخگویی به سوالات است. به این معنی كه، باید ضمن این­كه گذر زمان را درنظر دارید، بیش از حد معمول به آن توجه نكنید ومرتباً به ساعت خود نگاه نكنید. زیرا اینكار هم از تمركز شما خواهد كاست وهم اینكه باعث اضطراب شما خواهد شد. باید از هم اكنون ، درآزمون های آزمایشی بسیار به این نكته دقت داشته باشید وسعی كنید ذهن خود را عادت دهید كه خودش گذر زمان را به طور حدودی درنظر داشته باشد ودرهر ساعت، فقط چند بار مجبور باشید به ساعتتان مراجعه كنید.

4- پاك كن:

پاك كن خود را در روی صندلی دركنار پاسخ­نامه قراردهید تادرمواقع لزوم، به سرعت قابل دسترسی باشد.

نكاتی راكه دراینجا ذكر شد، درهمه آزمون­های آزمایشی كه تاقبل از كنكور درپیش دارید، انجام دهید تا درروز كنكور بدون هرگونه اضطراب ومشكلی ،به سوالات پاسخ دهید.

 

 

چگونه‌ می‌توان‌ عزت‌ نفس‌ شایسته‌ رادرفرزندان ایجاد کرد؟


عزت‌ نفس‌ همواره‌ برخاسته‌ از احساس‌ ارزشمندی‌ در آدمی‌ است‌ و این‌ احساس ارزشمندی‌ از اوان‌ کودکی‌ در فرزند شما‌ شکل‌ می‌گیرد

یکی‌ از راههای‌ ایجاد عزت‌ نفس‌ در فرزندان‌، آگاهی‌ به‌ وجوه‌ مثبت‌ وجود آنها و بیان‌ و تاکید بر آن‌ در ط‌ول‌ زندگی‌ است‌.

  دومین‌ روش‌، پذیرش‌ بی‌قید و شرط‌ فرزندان‌ است‌. وقتی‌ فرزند خود را آنط‌ور که‌ هست‌ بپذیرید و با انتقادهای‌ پی‌ در پی‌ و دایمی‌ بدون‌ فرصت‌ دادن‌ به‌ او به‌ جنگ‌ احساس‌ ارزشمندی‌ در او نروید وقتی‌ محبت‌ خود را بدون‌ قید و شرط‌ و با صداقت‌ کامل‌ به‌ او ابراز کنید احساس‌ ارزشمندی‌ در او را تقویت‌ کرده‌اید.

 یکی‌ از مشخصه‌های‌ عزت‌ نفس‌ بالا، استقلال‌ در عمل‌ و تصمیم‌گیری‌ است‌. بنابراین‌ باید برای‌ استقلال‌ و آزادی های‌ فردی‌ فرزند خود احترام‌ قائل‌ شده‌ و او را به‌ مشارکت‌ در تصمیم‌گیری های‌ خانواده‌ و استقلال‌ در تصمیم‌گیری های‌ شخصی‌ تشویق‌ نمائید.

  حس‌ مسئولیت‌ از دیگر مشخصه‌های‌ کسی ا‌ست‌ که‌ عزت‌ نفس‌ بالا دارد. پرورش‌ روحیه‌ مسئولیت ‌پذیری‌ توسط‌ والدین‌ می‌تواند به‌ این‌ امر کمک‌ کند. بنابراین‌ به‌ فرزندان‌ خود مسئولیت هایی‌ در حد توان‌ آنها بدهید و تشویق‌ را فراموش‌ نکنید . همین ط‌ور می‌توانید کمک‌ کردن‌ به‌ دیگران‌ را آموزش‌ داده‌ و خود الگوی‌ مناسبی‌ باشید تا فرزندان‌ نیز با کمک‌ کردن‌ به‌ دیگران‌ احساس‌ باارزش‌ بودن‌ کنند برای‌ اینکه‌ الگوی‌ خوبی‌ در به‌وجود آوردن‌ عزت‌ نفس‌ بالا در فرزندان‌ خود باشید سعی‌ کنید از تغییرات‌ مثبت‌ استقبال‌ کنید. انعطاف‌پذیر باشید و قدرت‌ ابراز عواطف‌ و هیجانات‌ را در خود پرورش‌ دهید. همچنین‌ اگر در مواجهه‌ با مشکلات‌ زندگی‌ صبور، شکیبا و منطقی‌ باشید پرورش‌ چنین‌ مهارتی‌ در فرزندان‌ شما و الگوپذیری‌ از سوی‌ آنها می‌تواند آنها را در آینده‌ از عزت‌نفس‌ بالایی‌ برخوردار سازد.

 

تربیت وشتابزدگی


  بارها در وب لاگ خودم به این واقعیت اشاره کرده ام که تربیت فرایند پیچیده ای است و بخش بزرگی از پیامدهای عمل تربیت یک مربی و معلم قابل پیش بینی نیست. داوری در باره دانش آموزان به همین دلیل کار سختی است و گاه پر مخاطره.  زیرا داوری های ما می تواند زندگی دانش آموزانمان را به صورت مثبت و به ویژه منفی تحت تاثیر قرار دهد.

من از این جا می خواهم به موضوع ارزشیابی تحصیلی نیز اشاره کنم این کار که به صورت عادی از وظایف یک معلم شمرده می شود کار ی بس پر مخاطره است.  داوری در باره عملکرد دانش آموزان بسیار حساس و سرنوشت ساز است. در صورتی که تندروی، بدبینی ، تفسیر غلط،شتابزدگی و سوگیری در کار داوری باشد آثار ناخوشایندی و گاه درد اوری خواهد داشت. به سادگی بر اساس مشتی اطلاعات خام دانش آموزی را مردود می کنیم و زندگی آینده او را تحت تاثیر قرار می دهیم. به سادگی و بر اساس چند نمره امتحان آنچنانی نوجوانی را از مدرسه اخراج می کنیم غافل از این که او را از یک فرصت مهم و سرنوشت ساز محروم کرده ایم.  در واقع ارزشیابی توصیفی یکی از محورهای مورد تاکیدش همین است که معلم داوری در باره عملکرد دانش آموز را با احتیاط و بر اساس اطلاعات مستند و کافی انجام دهد و داوری ها بیشتر برای بهبود عملکرد  صادقانه و صمیمانه باشد. این مقدمه را گفتم تا به این مطلب توجه شما را جلب کنم که شتابزدگی و داوری در باره انسانها که به تعبیر امام علی(ع)که عالم اکبر هستند ، چقدر می تواند نتایج نادرستی به دنبال داشته باشد. موارد زیر نمونه ای این شتابزدگی در باره انسانها است.

نابغه هایی که در دوران خود کودن شمرده می شدند!

1- آلبرت اینشتین (AlbertEinstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!

    2.   توماس ادیسون (Thomas AlvaEdison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!

3.   بتهون (Ludwig van Beethoven) معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"

4.   پیکاسو (Pablo Picasso) یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!

6.   جیمز وات (James Watt) که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!

7.   امیل زولا (Émile François Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!

8.   ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte) مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!

9.   لویی پاستور (Louis Pasteur) در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نف

 

دربین دانش آموزانی که من با آنها سرو کار داشتم  افراد متوسطی بودند که الان تز دکترای خود را دفاع کرده اند واز افتخارات بنده  می باشند و افراد عالی هم بودهاند که در گوشه از کشور یک کارگر ساده هستند .

 

 

 

 

 

 

با كودكان پرخاشگر چگونه رفتار كنیم ؟

 

امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شكایت‌ دارند. آن‌ها تمایل‌ دارند كه‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ كار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد.
تعریف‌ پرخاشگری‌
پرخاشگری‌ یك‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ كه‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشئت‌ می‌گیرد. این‌ رفتار را می‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌بندی‌ كرد:
 -  پرخاشگری‌ خصمانه؛ رفتاری‌ است‌ كه‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزاررساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزاررساندن‌ است. برای‌ مثال، كودكی‌ كودك‌ دیگر را می‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌شود كه‌ زنگ‌های‌ تفریح، كودكان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ كتك‌كاری‌ می‌پردازند.
 - پرخاشگری‌ وسیله‌ای؛ رفتاری‌ است‌ كه‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌دست‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ كردن‌ آن‌ها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممكن‌ است‌ لطمه‌ای‌ نیز به‌ كسی‌ وارد شود. برای‌ مثال، كودكی‌ بزهكار كیف‌ خانمی‌ را می‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تایید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد.
ممكن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ كودكی‌ كه‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز كند، اكنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ كاهش‌ اضطراب‌ خود می‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ای‌ است‌ كه‌ كودك‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ كاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد.
جهت‌ پرخاشگری‌ ممكن‌ است‌ به‌ یكی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد:
الف) پرخاشگری‌ درونی‌
ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌
چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، كودك‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می‌افكند و دچار خشم‌ فروخورده‌ می‌شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌تواند افسردگی‌ نیز باشد. كودكان‌ افسرده‌ در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند. خشم‌ درونی‌ عصبانیت‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می‌آورد.
خشم‌ بیرونی؛ كودك‌ ممكن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریادكشیدن، پا به‌ زمین‌ كوبیدن‌ یا پرتاب‌كردن‌ اشیا بروز دهد.
علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در كودكان‌

 

 

 

 

 

 

مهم ترین عامل موفقیت

مهم ترین عامل تعیین کننده ی موفقیت وشادمانی درزندگی ما، اعتقادی است که به خویشتن داریم.لذا هرچه باور ما به خودمان بیشتر شود،دروازه های موفقیت وشادکامی بیشتری به روی ما گشوده خواهد شدوبا قدرت ایجاد شده ازطریق شناخت وباور خود، همیشه مشکلات وموانع رابرطرف می نمائیم.

 این شمائید که افکار خود راانتخاب می کنید پس باز هم این شمائید که می توانید با جایگزین کردن عقاید مثبت به جای افکار منفی برای همیشه از گزند اندیشه های منفی رهایی یابید.

یادتان باشدیکی از رموز رسیدن به فرصت های طلایی،«خود شناسی» است.مشروط به اینکه قدم بعدی، پشتکار، تلاش شواعتماد بنفس باشد.»

 

 

 

 

 

نگاهی کوتاه بر ضرورت استفاده از

 فناوری اطلاعات و ارتباطات در تدریس

 

د ر هزاره جديد فناوري ارتباطات، به سرعت جهان را در نورديده و بربسياري ابعاد زندگي بشر از جمله آموزش و پروش تاثير گذاسته است.

فناوري اطلاعات و ارتباطات در طي زماني كوتاه ، توانسته است به يكي از اجزاي اساسي تشكيل‌دهندة جوامع مدرن تبديل شود. بگونه‌اي كه در بسياري از كشورها به موازات خواندن ، نوشتن و حساب كردن ، درك فناوري اطلاعات و ارتباطات و تسلط بر مهارتها و مفاهيم پايه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخشي از هسته مركزي آموزش و پرورش اين جوامع مورد توجه قرار گرفته است.

بنابر آنچه گفته شد، توجه به اين نكته حائز اهميت است كه در جهان امروز و با وضعيتي كه بر اثر حركت بسوي دهكده جهاني بوجود آمده است ، ديگر روشهای سنتي انتقال دانش از طريق متن ،‌ ورقه، تمرين و مانند آنها نمي‌تواند توجه جواناني را كه در جهان اشباع شده از رسانه‌ها بسر مي‌برند، به خود معطوف كند .

به نظر ضروري مي‌رسد كه عناصر اصلي نظامهاي آموزشي بويژه معلمان در معرض تحولات آموزشي متناسب با پيشرفتهاي جهان امروز قرار گيرند و آگاهي بيشتري از قابليت فناوري‌هاي جديد بيابند و به موازات آن راهبردهايي طرح شود كه با ورود فناوري‌هاي جديد به كلاسها و محيطهاي آموزشي، منجر به آموزش و يادگيري بهتر شود . و در عمل باعث شود كه نقش معلم به عنوان منبع قدرت كه اطلاعات در انحصار اوست از بين برود . و نقش او از ناشر اطلاعات به نقش تسهيل‌كننده فرايند كسب اطلاعات تغيير يابد .

پيش شرط بهره‌گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي اينست كه ابتدا معلمان خود به خوبی از فنون بهره‌گيري از چنين پديده‌اي آگاهي يابند .

 براي بسياري از معلمان و مدارس استفاده از رايانه در اهداف آموزشي ممكن است تهديدآميز باشد! عموماً به دليل عدم وجود تخصص هاي كافي، مديران مدارس و معلمان در مورد استفاده از رايانه بي ميل هستند.

از همین رو ذکر چند توصیه به معلمان در جهت استفاده از این روش خالی از لطف نیست:

¤اولين توصيه اي كه در اين جا مي شود، اين است كه معلمان نبايد ترسي در مورد استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات داشته باشند. همان طور كه تخته سياه و كتاب هاي درسي جهت آموزش مطالب درسي بسيار مفيد هستند، فناوري ارتباطات و اطلاعات نيز مي تواند نقشي مشابه را بازي كنند.

¤ دومين توصيه اين است كه معلمان يك شروع ساده را با رايانه داشته باشند. به عبارتي ديگر آنها به كارگيري رايانه را در كلاس هاي درسي با مطالبي ساده آغاز كنند.

¤ سومين توصيه اين است كه نبايد استفاده از رايانه ها يك امر اضافي تلقي شود كه نيازمند صرف يك هزينه اضافه تحميلي  است. استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات دانش آموزان را با يك محيط غني تري مواجه مي سازد و مي تواند انگيزه آنها را در يادگيري دروس تقويت نمايد.
    ¤ چهارمين توصيه اين است كه معلماني كه شروع به استفاده از رايانه مي نمايند، بايستي به دنبال نكات تعليمي دروس از طريق رايانه باشند و روي نكات فني استفاده از رايانه كمتر تأكيد كنند.

  ¤ پنجمين توصيه اي كه به معلمان مي شود اين است كه آنها بايستي متوجه باشند كه با ورود رايانه به محيط درسي دانش آموزان نقش معلمي تا حدودي دگرگون مي شود.با ورود رايانه نقش آموزگار بودن معلمين، تا حدي به رايانه، اينترنت، متخصصين خارج از مدرسه و حتي ساير دانش آموزان واگذار مي شود.

    ¤ ششمين توصيه اين است كه به كارگيري رايانه در امور آموزشي باعث مي گردد تا معلمين خود نيز به عنوان عناصر يادگيرنده اي تلقي شوند، چراكه بايد با فناوري هاي جديدتري آشنا شوند.

ویژگیهای یک برنامه درسی که به خوبی در آن از فناوری اطلاعات استفاده شده است:

1. امكان بهره‌گيري از يك برنامه درسي تلفيقي را فراهم مي‌آورد.

2. ميزان اهميت و اعتبار محتواي برنامه درسي را افزايش مي‌دهد.

3. افزايش ميزان علاقمندي فراگيران را به همراه دارد.

4. ارائه دانش با ساختاري مناسب صورت می گیرد.

5. ميزان سودمندي برنامه درسي را افزايش مي‌دهد.

6.افزايش ميزان يادگيري فراگيران را به همراه دارد.

7. فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات ،‌ انعطاف‌پذيري برنامه درسي را موجب مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

روشهای نوین تدریس برگرفته ازمجموعه کتابهای آموزش فعال

1-روش بارش فکری:

روش بارش فکری یا یورش مغزی (Brain  Storming) به معنی استفاده از مغز برای یورش به یک مسئله است بارش فکری عبارتست از اجرای یک روش گردهمایی که گروهی می کوشند برای یک مسئله بخصوص با ارائه تمامی ایده های خود راه حلی بیابند .

شرایط:

·      هرتعداد از دانش آموزان می توانند در این روش شرکت کنند اما هرچه زمان جلسه کوتاهتر باشد، تعداد شرکت کننده ها نیز باید کمتر باشد.

·      تعداد افراد یک گروه معمولا 4 تا 5 نفر مناسب است ولی تا 15 نفر نیز می تواند باشد.

·      هر موضوعی که انتخاب می شود باید دانش آموزان اطلاعات مختصری در مورد آن داشته باشند و با انگیزه کافی در مورد آن به ارائه ایده بپردازند.

·     همه دانش اموزان باید بدانند که کمیت نظرات ارائه شده بسیار مورد توجه شماست .

·     دانش آموزان باید ابتدا با قواعد بارش فکری آشنایی کافی داشته باشند.

قوانین کار گروهی در روش  بارش فکری

1- هرچه تعدادایده ها بیشتر باشد بهتر است.-

2- هیچ ایده ای توسط اعضای گروه حذف نمی شود و هیچ ایده ای نادیده گرفته نمی شود.

3- انتقاد و اعتراض ممنوع است.

4- قضاوت در مورد ایده ها ممنوع است.

5- مخالفت ممنوع است.

6- اعضای گروه باید با توجه به نظرات یکدیگر ایده ی جدید بسازند.

7- تمامی ایده ها غیر از شوخی های آشکار پذیرفتنی است.

8- سرگروه مسئول برقراری نظم و رعایت نوبت در گروه است.

9- نظرات غیر عادی و دور از ذهن نیز دارای اهمیت هستند.


مراحل اجرای الگوی تدریس بارش فکری:

1- طرح موضوع:

•   انتخاب و ارائه ی یک موضوع یا مسئله

•  طرح سوالات ایده برانگیز

2-گروه سازی و شرح قوانین:

•    تشکیل گروه ها

•     تعیین سرگروه و منشی

•     اعلام قوانین روش بارش فکری

3-بارش ایده ها

•   تمرکز دادن دانش آموزان برروی دادن ایده و بروز آن

•   تاکید معلم بر روی بیان تمامی ایده ها و تعداد هرچه بیشتر آنها

4-طبقه بندی ایده ها

  •   دسته بندی ایده ها و تنظیم آنها به ترتیب اولویت

•      حذف ایده های مشابه و نامناسب

5-ارزشیابی ایده ها

•    ارائه ایده های نهایی و پالایش شده

•      اصلاح ایده های نادرست از نظر علمی

•      قضاوت در مورد ایده ها و تاکید روی ایده های نو و خلاق

 

نظر نویسنده وبلاگ: نظر شخصی بنده اینست که این روش قابلیت انعطاف بسیار زیادی دارد و می توان آن را در شرایط سخت تر کلاسی مثل پرجمعیت بودن کلاس یا کلاسهایی که بچه ها از نظر مشارکت یا سطح سواد در سطح پایینتری هستند یا حتی در شروع اجرای این روش برای آشنایی هرچه بیشتر دانش آموزان با این روش، به شیوه ی آسانتری اجرا کرد.

در این شیوه می توان  ابتدا به طرح موضوع پرداخت سپس از همه دانش آموزان کلاس درخواست ارائه ایده نمود در حقیقت به جای آن که هر گروه جداگانه به ارائه و بررسی ایده پرداخته و در پایان گروه ها حاصل کار خود را ارائه دهند، این کار با مشارکت همه دانش آموزان کلاس بعنوان یک گروه بزرگ صورت گرفته و با نوشتن ایده ها توسط یک منشی بر روی تخته سیاه آغاز شده و سایر مراحل کار اعم ازبارش ایده ها ،طبقه بندی و ارزش گذاری ایده ها با نظارت معلم پی گیری می شود. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      روشهای نوین تدریس برگرفته ازمجموعه کتابهای آموزش فعال

- روش کاوشگری:

در الگوی کاوشگری که بر اساس نظریه ریچاردساچمن بنا نهاده شده است تحیر و عدم تعادل ایجاد کردن در دانش آموز از طریق ایجاد یک موقعیت مشکل آفرین یا معمابرانگیز پایه و اساس فعالیتهای آموزشی را تشکیل می دهد. در این روش دانش آموز از طریق پرسش کردن ،ساخت نظریه ،جمع آوری اطلاعات و آزمایشگری فعالیتهایی را در جهت رفع عدم تعادل و ایجاد تعادل مجدد با محیط انجام میدهد.مهمترین تفاوت این الگو با روش پژوهش آموزی مربوط به شروع آنست که با ارائه ی یک موقعیت اسرار آمیز ،ابهام دار،مهیج و غیر معمول تعادل ذهنی دانش آموز را برهم می زند.

مراحل الگوی کاوشگری:

1-برهم زدن تعادل

·        ارائه ی یک موقعیت اسرارآمیز،ابهام دار،مهیج و غیر معمول از طریق انجام یک آزمایش ،تعریف یک پدیده ،نشان دادن یک عکس یا .....

2-پرسشگری

·        تمرکز دانش آموزان بر روی موقعیت ارائه شده

·        پرسش دانش آموزان پیرامون موقعیت

·        هوشیاری معلم و خودداری از توضیح مستقیم درباره ی موقعیت

برخی از دانش آموزان در این مرحله عجولند و می خواهند به سرعت جواب دهند همچنین برخی بسیار اطلاعات دارند و در هر صورت می خواهند سریع پاسخ نهایی را بدهند و این هوشیاری معلم است که از این اتفاق جلوگیر ی می کند.

روی پرسشهایی که به متغیرهای درونی اشاره می کند تاکید کنید .

3-فرضیه سازی

·        ارائه راه حل هایی برای پرسش های مطرح شده توسط دانش آموزان

·        تاکید معلم روی متغیرها جهت ساخت فرضیه توسط دانش آموزان

فرضیه سازی احتیاج به تبحر دارد اگر دانش آموزان در این زمینه از مهارت کافی برخوردار نیستند ابتدا با چند پرسش ذهن آنها را فعال کنید و  به آنها بگویید که در واقع پاسخ شما به این پرسشها فرضیه نام دارد.

4-آزمایشگری

·        جمع آوری دقیق اطلاعات از منابع معتبر مانند کتاب و.... توسط دانش آموزان

·        طبقه بندی اطلاعات و آزمون فرضیه ها

منابع علمی معتبر به دانش آموزان معرفی کنید و امکانات لازم را برای آزمودن فرضیه ها در اختیار آنها قرار دهید.

5- تحلیل

·        توضیح دانش آموزان پیرامون مسئله

·        سازماندهی و تحلیل نتایج کسب شده

·        تعمیم نتایج به موقعیت های جدید

در واقع هدف اصلی آگاه شدن و تسلط بر فرایند کاوشگری است نه محتوای مسئله ی مطرح شده .در این توضیح موارد زیر را مورد تاکید قرار دهید:

*موثرترین سوالها

*بهترین نوع اطلاعات

*شواهد مربوط به درستی یا نادرستی فرضیه ها

دشواری کنترل دانش آموزان با توجه به ویژگی های سنی آنها روز به روز روبه افزایش است. بسیاری از معلمان و مدیران از برخورد با مسائل انضباطی دانش‌آموزان احساس ناتوانی می کنند و به طور معمول ممکن است برخورد های نامناسبی با این رفتار ها داشته باشند.

در زمينه‌ي بي ‌انضباطي دانش‌آموزان،معلمان بايد پاسخگوي سوالاتي از قبيل اين سوالات باشند.

1 –  بي‌انضباطي چيست و چگونه ميتوان انضباط را آموخت؟

2- چگونه می توان از بروز رفتار های نا مناسب دانش‌آموزان كه نظم و انضباط كلاس را مختل مي‌كنند جلوگيري كرد؟

3 – علل بي انضباطي دانش‌آموزان كدامند؟

4 – چگونه ميتوان اين رفتارهارا كاهش داد يا از بين برد ؟

 

 

(( در این تحقیق سعی شده است بابررسی منابع علمی ونقد آنهابه سوالات فوق پاسخهای مناسب وکاربردی داده شود.))

 

 

 

تعريف انضباط و بي انضباطي:

 

نظم و انضباط تعاريف متعددي دارد. عده‌اي كنترل رفتار فراگيرندگان و تسلط بر عوامل رفتاري آنان را انضباط مي نامند, برخي معتقدند؛ نظم و انظباط شامل هر نوع سازماندهي در محيط مدرسه و كلاس است، به نحوي كه سبب افزايش يادگيري ‌شود.صفوي (1383)مي گويد«انضباط عبارت است از :اعمال قواعد و مقرراتي كه يادگيري را تسهيل مي‌كند و اخلال در كلاس را به حداقل كاهش مي دهد».لوفرانسوا(1991) معتقد است «انضباط بدان دسته از اعمال معلم اطلاق مي‌شود كه مانع سر زدن رفتارهايي از دانش آموز است كه فعاليت كلاسي را مختل یا تهديد به اخلال مي كند» (صفوي به نقل از زمانی 1378 )اصغري پور بي‌انضباطي را اينگونه تعريف مي كند :«هر نوع رفتاري كه از ارزش‌هاي پذيرفته شده جامعه به دور است (با توجه فرهنگ)و داراي تكرار شدت و مداومت است و در زمانها و مكانهاي متعدد اتفاق مي افتد و همچنين رفتاري است كه با درماندگي و كاهش كارايي فرد همراه است». ايزابل كلاك:«بي انضباطي را رفتاري مي داند كه از طرف تعدادي از دانش‌آموزان انجام مي شود و مشكلاتي را براي فرد معلم به وجود مي‌آورد و معلم را در راه رسيدن به هدف كه ارتقای تحصيلي دانش‌آموزان است با مشكل روبرو مي‌كند و مانع از پيشرفت كار تحصيلي مي شود و رفتار آنان نا معقول و نا منظم است ».با وجود تعاريف بالا بي انضباطي را مي توان اينگونه تعريف كرد : انجام دادن هر عمل يا رفتار پذيرفته نشده و نا معقول توسط دانش‌آموز كه سازماندهي مدرسه وکلاس را مختل يا تهديد به اخلال مي كند و باعث كاهش كارايي معلم و دانش‌آموزان شده و معلم را در رسيدن به هدف اصلي خود باز مي دارد.

 

 

آموزش انضباط:

انضباط را می توان از كودكي به افراد آموخت زيرا در كودكي افراد مي توانند بهتر بياموزند وبهتر بدان عادت كنند.

 علي قائمي راههاي زير را براي نظم بخشيدن به كودكان توصيه مي‌كند .

1.    آموزش‌ها: يعني بايد به كودك آموزش دهيم تا در دنيا ي جديد بدون سردرگمي زندگي كند .

2.    تذكرات: بايد از انضباط براي كودك تعريف كرده و آن را لازمه‌ي موفقيت بدانيم

 3.تهيه مقررات : تهيه مقررات و تنظيم آن به كودكان يك كار اساسي است و بايد قوانين منطقي در نظر بگيريم.

4.جنبه الگويي : بايد براي كودك الگو بوده و عامل و مجري نظم باشيم و اگر خود منظم نباشيم انتظار نظم از كودك بيهوده است .

5. تنظيم برنامه : بايد سعي كنيم با برنامه‌اي به زندگي كودك نظم ببخشيم.

6.نشان دادن آثار : كودك را بايد از فوايد نظم و زيانهاي بي نظمي آگاه كنيم.

 7.سپردن مسوليت : بايد مسئوليت‌هايي در رابطه بانظم به كودك بسپاريم براي مثال:مسوليت نظم اتاق   

8.زمينه سازي براي عادات: اگر بتوان رعايت نظم را بخشي از زندگي كودك كرد در آن صورت كودك به آن عادت خواهد كرد .

 

 

«پيش‌گيري از بي‌انضباطي»

پيش‌گيری از رفتار نا مطلوب دانش‌آموزان به‌دو دليل مهم است

1.به دليل عملي :يعني پيش‌گيري از بروز رفتار نامطلوب آسان‌تر از تغيير آن است.

2.به دلیل انسانی: يعني معلم خود را مسئول اصلاح و بر طرف كردن رفتار نا مطلوب دانش‌آموز مي‌داند ( كديور1379)."كانين"(1970)در تحقيق خود به مقايسه رفتار معلمان در كلاس‌هاي داراي رفتار نامطلوب و كلاس ‌هاي عادي پرداخته است. و تفاوت‌اين كلاس‌ها را در نحوه پاسخ گويي معلمان به رفتارهاي نامطلوب نمي‌دانند بلكه آن را ناشي از اقدامات پيش‌گيرانه‌ي آنها مي‌داند (صفوی ,نقل از كديور1383ص431)

 

معلم بايد به نكاتي كه باعث قطع ارتباط در كلاس مي‌شود و همچنين به نيازهاي دانش‌آموزان توجه كند و نبايد اجازه‌ي گستاخي به دانش‌آموزان دهد و براي پيش‌گيري از رفتار نامطلوب دانش‌آموزان به نكات زير توجه كند:

   1.   رفتارهاي بي نظم را مشخص و قوانين كلاس را مطرح كند و دانش‌آموزان ملزم به رعايت آن شوند – تحقيقات مشيل وروتر نشان داده است كه مدرسه اي موفق است كه نظامي خوب داشته باشد . آنها مشخصات نظام خوب را اين گونه بيان كرده اند :1. تعداد قوانين مدرسه اندك بوده و به طور منظم اعمال مي شود 2. قوانين مرتبط با جامعه تحصيلي آنهاست 3. مهمترين مشخصه قوانين قابليت انعطاف آن است 4. خط مشي و حدود روابط دانش آموز و شاگرد مشخص باشد 5. تصميمات متخذه از طرف معلم مستبدانه نباشد 6. در جهت موفقيت افراد (دانش‌آموزان ) تدريس مي‌شود 7. مدرسه در حرف و عمل نشان مي‌دهد كه خواهان حل مشكل دانش‌آموزان است 8 . نيازهاي دانش‌آموزان تشخيص داده مي‌شود 9 . براي حل مشكل دانش‌آموزان نا منظم هسته‌اي متشكل ازسر معلم –مقام ارشد و معاون مدرسه وجود دارد .( فونتانا1987)

    2.       بطور انفرادي با افراد نا منظم برخورد كرده دلايل بی نظمی را جويا  ‌شوند .

    3.      دانش‌آموزان بايد رفتار مطلوب و مورد نظر معلم را بشناسند .

    4.   بي‌توجهي به رفتار نا منظم دانش‌آموزان باعث مي‌شود تا وي احساس كند كه معلم فردي نا كارآمد است .

   5.      شرط لازم براي اجراي قوانين قابل درك و فهم بودن آن براي دانش‌آموزان است.

   6.     آغاز كلاس با جذابيت و متعاقب آن دادن آزادي بيشتر به دانش‌آموز

   7.      علاقه‌مند كردن دانش‌آموز به درس با يادگيري معنادار (كديور1379)

 

علل بي انضباطي دانش‌آموزان:

بروز رفتارهايي از دانش‌آموزان كه انضباط كلاس را مختل مي‌كند تنها به معلم ،كلاس درس مربوط نيست بلكه علل ديگري نيز نظير عوامل آموزشگاهي،خانوادگي،اجتماعي وجود دارند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم زمينه را براي رفتارهاي مخرب دانش‌آموزان فراهم مي‌كنند . اين عوامل را مي‌توان به مواد زير تقسيم بندي كرد :

 

 

 

الف :علل مربوط به دانش آموزان:

 

 گاهي علل بي نظمي در كلاس ناشي از خود دانش‌آموزان است مانند:

1.ناراحتي‌هاي جسمي، روحي و رواني   

2. نداشتن علاقه و انگيزه

3. سردرگم بودن و بي‌توجهي به انتظارات معلم و كلاس

4.نداشتن برنامه‌ي شخصي مطالعه

5. كم خوابي و خستگي مفرط         

6.  انجام ندادن تكاليف خود

7. تغذيه نامناسب                            

8. نااميدي به آينده

9.استقلال طلبي و مقابله با اقتدار معلم(صفوي)

 

دانش‌آموزان كه مشكلات خاصي ايجاد مي‌كنند در نظر فونتاناشامل دو دسته‌اند :

    1.   شاگردان سرآمد :چون بهره‌ي هوشي بالايي دارند ، سطح درس خيلي پايين‌تر از توانايي آنهاست پس به طور خلاصه خستگي و كسالت مشكلاتي پديد مي‌آورند.

     2.   كودك آسيب ديده شديد : به علت مشكلات بنيادين رواني كه درآنها وجود دارند به نوعي ناسازگاري رسيده‌اند و رفتارهاي نامطلوب را به وجود مي‌آورند ( فونتانا1987)

 

ب)علل مربوط به معلم:

1. فقدان آمادگي جسمي ، روحي و رواني معلم     

2.نامناسب بودن وضعيت ظاهري معلم

 3. نا آگاهي از روش‌هاي جديد تدريس واستفاده از روش‌هاي سنتي

 4. بي علاقگي به شغل معلمي                       

 5.ناتواني در بر قراري ارتباط مطلوب با دانش‌آموزان

 6.تبعيض گذاشتن بين دانش‌آموزان               

 7.نا مناسب و نا رسا بودن صداي معلم

  8 .نداشتن طرح درس                                         

 9. بي‌توجهي به دانش‌آموزان 

10. فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش‌آموزان 

 11.استفاده نامناسب از تشويق و تنبيه

 12.بي‌حوصلگي و نداشتن صبر و سعه صدر     

 13.بي نظمي معلم ( ديرآمدن به كلاس و ترك كردن زود هنگام آن)

 14. تسلط نداشتن به موضوع مورد يادگيري   

 15.بي‌توجهي به مسائل و مشكلات دانش‌آموزان

 16.مبهم بودن توقعات و انتظارات معلم            

 17.بروز رفتارها و حركات نامنظم دركلاس

 18 .تحقير و تمسخر دانش‌آموزان               

 19.نداشتن روحيه‌ي انتقاد پذيري و خودداري از پاسخ‌گويي به سوالات دانش‌آموزان

 20. ناآگاهي از روش‌هاي اصلاح رفتار

21. علاوه بر اينها شخصيت معلم نيز ممكن است نقش عمده‌اي در بي‌نظمي و يا برقراري نظم و انضباط كلاس داشته باشد،چنانچه برخي روانشناسان معتقداٌ در جايي كه دانش‌آموزان معلم خود را از صميم قلب دوست داشته باشند بي انضباطي وجود نخواهد داشت.(صفوي1383)

 

ج)علل مربوط به كلاس درس:

محيط مدرسه را مي‌توان از دو بعد فيزيكي و عاطفي مورد بررسي قرار داد.

تأثير محيط فيزيكي كلاس:وضعيت فيزيكي كلاس مانند،نظافت و پاكيزگي،برخورداري از نور و هواي مناسب ،ميز و صندلي راحت وكافي،تخته و وسايل سرمايشي و گرمايشي مناسب نقش انكارناپذيري در ايجاد نظم و انضباط كلاس دارند (همان)."مارلند"(1975)در اهميت محيط فيزيكي كلاس مي‌گويد :«تأثير فيزيكي كلاس مي‌تواند كمك يا مانعي درآموزش باشد و بخشي از هنر كلاس داري استفاده‌ي مناسب از فضاي كلاس است» (صفوي،نقل از زماني1378).

در كلاس كه وسايل سرمايشي يا گرمايشي مناسب وجود نداشته باشد ،دانش‌آموزان به دليل سرماي زياد يا گرماي بيش از اندازه نمي‌توانند راحت بنشينند .از اين رو مجبور مي‌شوند دست به اعمالي بزنند كه نظم كلاس را مختل كند .(صفوي1383)

تأثير محيط عاطفي كلاس :

علاوه بر عوامل فيزيكي كلاس ، عوامل عاطفي مانند تعويض مكرر برنامه‌ي درسي ،برخورد نامناسب دست اندركاران ستادي مدرسه با دانش‌آموزان ،يكنواخت بودن برنامه‌هاي صبحگاهي  يا عصرگاهي مدرسه بي‌توجهي به خواسته‌هاو انتظارات معقول دانش‌آموزان و....را مي‌توان نام برد كه شرايط و موقعيت را براي بروز رفتارهاي نامطلوب دانش‌آموزان فراهم مي كند.

 

 

 

د)علل مربوط به خانواده:

صاحب نظران روانشناسي تربيتي يكي از مهمترين نهادهاي موثر در تربيت و رفتار آدمي را خانواده مي‌دانند؛زيرا محيط خانواده اولين و با دوام‌ترين عامل در تكوين شخصيت كودكان و نوجوانان مي‌باشد(صفوي1383)عوامل متعدد مي‌تواند در رفتار كودكان و نوجوانان تأثير بگذارد (از جانب خانواده)كه به موارد زير اشاره مي‌كنيم.

    1.     فضاي رواني و عاطفي ؛

منظور مجموعه روابط و تعاملات رواني و عاطفي است كه بين اعضاي خانواده وجود داشته باشدو بصورت مستقيم(آموزش‌هاي اخلاقي و...)يا غير مستقيم(همانند سازي و تقليدو...)رفتار فرزندان را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

    2  .    شرايط ناسالم خانوادگي:

 شامل مواردي مانند طرد كودك ،تنبيه شديد ، عدم توجه به نيازهاي اساسي كودك ،انتظار نابجا از كودك و... مي‌باشد.

  3. فقدان والدين:

 نبود هر يك از والدين ، بويژه مادر چنانچه با كمبود ارضاي نيازهاي طبيعي و اساسي همراه شود اثرات ناگواري در شرايط اجتماعي كودك خواهد گذاشت.

4.عدم ثبات قوانين و معيارهاي اخلاقي:

 چنانچه در محيط خانه اصول اخلاقي معيني حكم فرما نباشديااينكه اصول ثابت باشندويابرای كودك تبيين نگردند درايجاد مشكلات رفتاري كودك نقش خواهند داشت .

5.ترتيب ولادت: 

 از ديدگاه آلفرد آدلرترتيب ولادت در رفتارهاي افراد نقش دارد آدلر معتقد است جايگاه ويژه فرزندان با تولد فرزند بعدي تهديد مي‌شود و فرزند آخر نگران از دست دادن موقعيت خود نخواهد بود.(اصغري پور1380)اختلافات خانوادگي و بي‌نظمي دار خانواده سبب تأثير نامطلوب در رفتار فرد شده و زمينه‌ي لازم را براي بروز رفتارهاي مخرب فراهم مي‌آورد و به اين ترتيب نظم وانضباط كلاس را به هم مي‌زند .(صفوي)

 

و)علل مربوط به روابط اجتماعي :

عوامل اجتماعي اغلب به طور مستقيم تأثير شگرفي در رفتارهاي دانش‌آموزان مي‌گذارد (همان)از بين عوامل اجتماعي موثر در رفتارهاي دانش‌آموزان به موارد زير اشاره مي‌كنيم:

1.  طبقه‌ي اجتماعي: شامل مواردي مانند ميزان سواد والدين ، فرهنگ حاكم برخانواده و .... كه هر كدام به نوعي تأثير مي‌گذارد.

2.    گروه همسالان : مهمترين الگوي كودكان پس از والدين كه تأثير زيادي در رفتار كودكان مي‌گذارد.

3.  عوامل اجتماعي ديگر:از قبيل تلوزيون كه به عنوان الگوي رفتاري از عوامل مهم تعيين كننده در رفتار است . (اصغري پور 1380)

 

ع)عوامل رواني :

از عوامل رواني موثر در اختلا‌لات رفتاري مي‌توان به موارد زير اشاره نمود.

1.تعارض :يعني فرد در مقابل دو هدف قرار گرفته كه قادر به انتخاب يكي نيست پس با انتخاب يكي در مقابل ديگري احساس محروميت مي‌كند و موجب پديدار شدن فشار و ناراحتي مي‌شود.

2.ناكامي:منظور ناراحتي شديد از نرسيدن به يك هدف است . وقتي براي رسيدن به چيزي از لحاظ رواني برنامه‌ريزي مي‌كنيم و به آن نرسيم دچار سرگرداني شده و موجب ناراحتي مي‌شود .

3. استرس: هنگامي كه مجموعه‌اي از عوامل رواني دروني و بيروني در ذهن فرد تبديل به ساختار تهديد كننده يا آسيب رواني مي‌شود  موجب ايجاد فشار و ناراحتي رواني مي‌شود. (اصغري پور1380)

 

برخي ازراههاي از بين بردن ياكاهش عوامل بي نظمي: 

براي كاهش عوامل بي نظمي دانش‌آموزان بايد ميان خانه ومدرسه هماهنگي وجود داشته باشد. (صفوي1383)

براي كاهش عوامل بي نظمي معلمان بايد معلم آمادگي تغيير رفتارهاي به عنوان واكنشي نسبت به حقايق آشكار شده توسط مشاهده را داشته باشد. (فونتانا1987 )

براي كاهش عوامل بي نظمي موثر از كلاس بايد شرايط فيزيكي كلاس را بهتر كنيم و روابط بين كاركنان و دانش‌آموزان بهتر شود .

براي كاهش اين عوامل در خانواده بايد والدين فرزندان خودرا به انضباط تشويق كرده و وظايف شان را در قبال فرزندان خود به خوبي اجرا كنند. (صفوي 1383)

        

 راههاي كاهش يا حذف رفتار هاي بي نظمي :

در آموزش و پرورش وظيفه معلمان تنها اين نيست كه به ايجاد و تقويت رفتار مطلوب اقدام كند بلكه بايد رفتار نا مطلوب دانش آموز را كاهش داده  يا از بين ببرند. براي از بين بردن رفتار نا مطلوب روشهاي زير توصيه مي‌شود: (شعباني 1371)

  1     .خاموشي :

براي اينكه رفتار نامطلوب دانش آموز ادامه نيابد مي‌بايست  شرايط طوري فراهم شود كه براي انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشي در يافت نكند .(همان)

  . 2اشباع :   

 رفتار نامطلوب شاگرد به مدت طولاني تقويت مي‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش يابد يعني درست برعكس خاموشي و اين روش بر خلاف تنبيه عوارض جانبي ندارد .(همان)

3  . تقويت رفتار مغاير :

 رفتاري را كه مغاير با رفتار نامطلوب است  تقويت مي‌كنيم كه خود ا ز يك اصل روانشناسي ناشي مي‌شود كه انسان نمي تواند خود را همزمان روي دو رويداد مخصوصاٌ اگر مغاير باشد متمركز كند. (اصغري پور1380 )

4.    محروم كردن :

يعني دانش‌آموز به خاطر رفتار نامطلوبي كه انجام داده است از دريافت تقويتي محروم مي شودبراي مثال دانش‌آموز كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بي نظمي از كلاس اخراج مي‌شود. (شعباني 1371)

 5   . جريمه كردن :

 يعني كم كردن مقداري از عامل تقويت كنند به دليل انجام رفتار نامطلوب براي مثال كسر چند نمره به دليل شيطنت يا بي نظمي. (همان)

 

مشاوره و مذاكره با دانش‌آموز نامنظم :

معلم مي‌تواند در برابر دانش‌آموز نامنظم از شيوه ي صحبت آرام استفاده كندكه بر اساس شيوه هاي مشاوره ولفگا نگ و گليكمن مي‌باشد ، در اين روش معلم, مشاوره مي‌كندچون دانش‌آموز در كلاس او بي نظمي كرده و معلم مي داند در آن هنگام دانش‌آموز مشغول چه كاري است و آن شرايط را به خوبي مي‌شناسد معلم در مشاوره مي‌تواند از نظرات دانشمنداني چون گلاسر، ردل و... استفاده كند . اين دانشمندان تأكيدكرده‌اند كه در بازبيني بي انضباطي دانش‌آموز بايد موقعيت فعلي وي در نظر گرفته شود در اين هنگام معلم نبايد از انتقاد زياد استفاده كند چون باعث مي‌شود دانش‌آموز حالت تدافعي به خود بگيرد و بهانه هاي بيشتري بتراشد . معلم بايد از طريق مذاكره‌اي صريح به دانش‌آموز بفهماند كارش تا چه اندازه زشت بوده است و بازنده‌ي اصلي نيز خود دانش‌آموز است و اگر اين رفتار نامطلوب راترك كند سود زيادي خواهد كرد . براي اين كار معلم بايد« ازباب پرسش »طبق نظر گلاسر وارد شود براي مثال از شاگرد مي‌پرسد«چرابه اين كار(بی نظمی)پيشنهاد شدي »  و به بهانه تراشي هاي وي توجه چنداني نمي‌كند در واقع معلم اعتقاد خودش راكه رفتاري هر قدر هم غير قابل قبول و نامطلوب باشد هدف داراست اعلام مي‌كند اين همان نكته اي است كه گلاسر به آن تأكيد دارد .(جي اسميت، لا سلت )

 

اصل تقويت منفي :

 براي اينكه دانش‌آموز را از انجام رفتار نامطلوبي باز داريم بايد ترتيبي بدهيم كه هرزمان رفتار او در جهت مطلوب تغيير كرد به موقعيتي كه براي او ناخوشايند بوده است پايان مي‌دهيم .در كاربرد اين اصل پايان دادن بايد به آساني امكان داشته باشد زيرا در غير اين صورت دانش‌آموز فايده‌اي در تغيير دادن رفتار خود نمي‌بيند (اصغري پور1380)

 تنبيه :

 يعني اضافه كردن يك محرك بيزار كننده به محيط پس از انجام رفتار نامطلوب اين روش معایبی دارد :

1.     باعث نابودي رفتار نمي‌شود و فقط آن را وا پس مي‌زند (همان)

2. سبب ترس يا نگراني شديد مي‌شود

3. از توجه دانش‌آموزان به فرد تنبيه گر كاسته مي‌شود و به دستورهاي او عمل نمي‌كند. (اصغري پور1380)

 

 

نتيجه‌گيري:

پس از نوشتن اين تحقیق به اين نتيجه دست يافتيم  كه بي‌انضباطي هر گونه رفتاري از جانب دانش‌آموز است كه سازماندهي كلاس و مدرسه را مختل يا تهديد به اخلال مي‌كند .مي‌توان انضباط را از كودكي آموخت يعني والدين مي‌توانند باآموزش‌ها،تذكرات،نشان دادن آثار و...نظم و انضباط را به فرزندان بياموزند.

در بررسي علل بي‌انضباطي به اين نتيجه رسيديم كه تنها دانش‌آموز عامل مطلق بي‌انضباطي نيست و اين رفتار مي‌تواندازعواملي همچون،معلم،كلاس(محيط فيزيكي يا عاطفي )،خانواده و .... ناشي شود . و مي‌توان اين عوامل را كاهش داد ما مي‌توانيم از اين رفتارهاي نامطلوب پيش‌گيري كنيم كه براي پيش‌گيري نيز راههايي  چون : به کار گیری روش های فعال تدریس، وضع قوانين كلاسي ،جويا شدن علل بي‌انضباطي ،برخورد با اين رفتارها و...پيشنهاد شد.

براي كاهش يا حذف اين رفتارها نيز راهكارهايي چون:خاموشي ،محروم كردن ،مشاوره و مذاكره و... را نام برده برخي محاسن و معايبشان را بيان نموديم و آنها را پيش